مسعود نادري
http://www.elcalam.org/enero2007/naderi/massud/massud.htm
تمبك نوازي او همان طوري است كه من دوست دارم و داراي انرژي فراوان - مدتها با هم نواختيم و در مسير خاصي قرار گرفتيم.
اميدوارم موفق باشد كه خواهد شد.
http://www.elcalam.org/enero2007/naderi/massud/massud.htm
تمبك نوازي او همان طوري است كه من دوست دارم و داراي انرژي فراوان - مدتها با هم نواختيم و در مسير خاصي قرار گرفتيم.
اميدوارم موفق باشد كه خواهد شد.
ایشان با توجه به نکات زیر :
- استفاده از سازهاي بومي و يا غير ايراني و تغيير فرم اصيل و قديمي اجراي پيش درآمدها، چهار مضراب و رنگ .
- بي خبری از پشتوانه اصيل موسيقي ايراني و عدم توجه به رديف موسيقي ايران - عدم شناخت گوشهها و ضرب و آهنگ جملات موسيقي وزن و ایقاع گونه هاي مختلف شعر كه زير بناي موسيقي سازي را تشكيل ميدهند
- کاربرد سازهاي بومي و محلي با نگاهی صرفا تكنيكي و ناهماهنگ
- متاسفانه!! تولید صدای سازهاي بومي و غير بومي ديگر با ساز تنبك
- کاربرد تمام موارد فوق در نسل جديد نوازندگان که افرادی ناآگاه و بي خبر از پشتوانه اصيل موسيقي ايراني هستند به چشم ميخورد.
ابراز عقیده نموده اند که در دهه هاي گذشته نوازندگان تنبك يك قطعه موسيقي سازي و فرمهاي اجرايي پيش درآمد چهار مضراب و زنگ را با توجه به ماهيت دروني آن براساس وزن شعر ، بسيار ساده و سليس مي زدند در حالي كه در حين سادگي بسيار پيجيده و تاثير گذار بوده كه همگي آن بر پشتوانه عظيم موسيقي ايران زمين تاكيد دارد و موسیقی ضربی در حال حاضر جز وارد کردن لطمات جبران ناپذير بر هنر ملي نقشی ندارد.
در باره مطالب عنوان شده توسط دوست عزیزم نکاتی چند قابل ذکر است:
۱- اصولا مقوله سازبندی و فرم موسیقی دو چیز متفاوتند. فرم موسیقی نشان دهنده طرح و ساختار کلی موسیقی ساخته شده و ارتباط موتیف - جملات - پریود و بخشهای موسیقی با هم است و از سازبندی و ارکستراسیون به عنوان مصالح سازنده آن استفاده می شود:
http://en.wikipedia.org/wiki/Musical_forms
http://en.wikipedia.org/wiki/Arrangement
همان طور که سمفونی دارای فرم خاصی است چهارمضراب نیز دارای فرم خاص خود می باشد. یک قطعه به فرم سونات را هم می توان برای پیانو و ویلن نوشت. و باید دانست که ورود بخش کرال به سمفونی توسط بتهوون باعث ویرانی موسیقی کلاسیک نگردید !!!.
تنظیم و سازبندی متفاوت نشانه تفسیری متفاوت از اصل موسیقی است بدون آنکه زیربنای آن تخریب شود.استفاده از تنظیم و سازبندي متفاوت در آنچه به زعم احمد مستنبط موسیقی اصیل است في النفسه نمي تواند باعث لطمه به موسيقي آن به عنوان يك هنر ملي گردد .
2- استفاده از رنگهاي مختلف صوتي و كاربرد سازهاي گوناگون پوست آوا و خود آوا - چه محلي و چه غير ايراني باز هم نمي تواند باعث لطمه به موسيقي اصيل كشور به عنوان يك هنر ملي گردد. چرا باعث ايجاد تنوع در فضاي صوتي و تكامل بيان موسيقايي می گردد - به ياد داشته باشيم كه خود جناب مستنبط در جلسه سخنراني كنسرواتوار تهران پيرامون تنبك كوكي - آن را كوك كرده و با ساز ني همنوازي كردند:
http://www.tehranconservatory.com/MenuR10.asp?Sub=&id=429
آيا كاربرد تغيير كوك در تنبك جزء مولفه هاي اصيل است يا حركتي است جهت تنوع و غني شدن فرهنگ شنيداري؟ چگونه است كه چنين تغييري به موسيقي اصيل ضربه نمي زند اما كاربرد دهل محلي آن را ويران مي كند؟بايد دانست صدا ارزش خودرادارد و البته باز هم بايد دانست صدادهي مسئله مهمي است و گاهي سليقه اي- مثلا اجراي سه تار و طبل بزرگ از لحاظ شنيداري با سونوريته اصيل همخواني ندارد و البته شايد كسانی خوششان بيايد.
3- توليد اصوات متفاوت از تنبك امري جديد نيست - مرحوم تهراني با تكنيك هاي گرفته خود و با تغيير ماهيت ارتعاشي پوست اصوات جديدي توليد نمود.بدنه تمبك نيز به عنوان يك ساز خودآوا مي تواند در نظر گرفته شود. بنابراين نگراني در مورد توليد اصوات ديگر از اين ساز بي مورد است . از توانايي صوتي تنبك تا جايي كه مي تواند بايد بهره برد. قطعه قطار مرحوم تهراني ( نوازنده تمبك اصيل بدعت گذار)را فراموش نكنيم .
4- كاربرد ساز هاي كوبه اي ربطي به ساختار شعر و ايقاع و ...... ندارد. شما يك ساختار ريتميك و ایقاعی را هم مي توانيد با در و ديوار اجرا نماييد .حال بايد ديد مشكل نوازندگي تكنيكي است يا ساده نوازي؟البته بايد پذيرفت كه تكنيك داشتن يك چيز است و حركات آكرباتي چيز ديگر. به هر حال بايد فرم و محتوا - موسيقايي باشند.
5- و در انتها بسيار جاي تاسف است كه نسل جديد نوازندگان - افرادی ناآگاه و بي خبر از پشتوانه اصيل موسيقي ايراني معرفي مي شوند. البته آقاي مستنبط همانند بسياري ديگر از جوانان خوش تكنيك و آگاه آنچنان دچار كبر سن نشده اند و البته نگراني ايشان ارزشمند است و مي توان نمونه هاي زيادي در اين مورد يافت. به نظر من به جاي چنين اتهامي بايد فضاي آموزش و آموختن را پر نشاط تر كنيم - در اهميت آموزش مباني موسيقي ايراني به نوازندگان سازهاي كوبي شكي نيست ولي از طرف ديگر نبايد مانعي براي نوآوري ايجاد شود حتي اگر به سليقه ما خوش نيايد.