روزگار نو - سازهاي نو
از :مهدي ميرمحمدي
آهنگسازان ايراني براي خارج كردن موسيقي خاص ايرانيان از زير سايه لقب «سنتي» در اين سالها دست به تجربيات گرانبهايي زدهاند تا اين موسيقي هرچه بيشتر «معاصر» باشد اما هر چقدر در حوزه طراحي صدا بهسوي مرزهاي تجربه نشده حركت كردهايم، در حوزه ساخت سازهاي جديد چنانكه بايد نبودهايم. يكي از دلايل دامنه نهچندان متنوع موسيقي ايراني را ميتوان در محدوديت دامنه صوتي اركستر ايراني جستجو كرد؛ چنانچه سالهاست كه آهنگسازان ايراني به كمبود صداهاي باس و بم در اركسترهاي ايراني اشاره كردهاند. اين محدوديت صوتي باعث ميشود كه دست آهنگساز براي رفتن به سوي مرزهاي جديد بسته باشد و دايره خلاقیت هرچه تنگتر. براي نمونه توجه داشته باشيد كه تجربيات زيادي در حوزه موسيقي دراماتيك در قالب موسيقي خاص ايراني انجام نشده است. دليل آن را هم نميتوان تنها به كمكاري هنرمند و آهنگساز نسبت داد. نكته اينجاست كه اركستر ايراني با تواناييهاي فعلي خود امكان تصوير يا توصيف بعضي از احساسات و احوالات انسان امروز را ندارد. وقتي پاي موسيقي دراماتيك به ميان ميآيد - چه از نوع موسيقي فيلم، چه تئاتر، چه اپرا و چه موسيقي صرف كه دغدغه شخصيتپردازي و دراماتيك بودن دارد- بهخاطر تنوع حسهايي كه ممكن است در يك اثر دراماتيك وجود داشته باشد موسيقي ايراني دست خود را در مقابل بعضي از اين حسها و احوالات بسته ميبيند. كنسرتهاي امسال نشان ميداد كه بسياري از آهنگسازان و گروههاي موسيقي اين ضعف را دريافتهاند و به همين دليل شاهد رونمايي از سازهاي جديد در اركسترهاي ايراني بوديم. در كنسرت گروه اشتياق به آهنگسازي علي قمصري و خوانندگي عليرضا قرباني، ساز «كمانچه باس» مورد استفاده قرار گرفت. (اين ساز سالها قبل توسط استاد قنبري طراحي شده بود اما گويا در كنسرت گروه اشتياق ساز طراحي شده فرد ديگري مورد استفاده قرار گرفت). در كنسرت محمدرضا شجريان و گروه شهناز از دو ساز «صراحي» و «بمساز» رونمايي شد كه به خصوص بمساز ميتواند نقش مهمي در اركسترهاي ايراني به عهده بگيرد. اين ساز در كنسرت گروه شهناز به شكل تكنوازي مورد استفاده قرار گرفت اما در صورتي كه شكل تكامليافتهتري به خود بگيرد ميتوان نقش مهمي در اركسترهاي ايراني به عهده بگيرد (خود محمدرضا شجريان نيز اشاره كرده باتوجه به طول بيشتر زمان حيات صداهاي بم در فضا، ميتوان پدالی براي اين ساز طراحي كرد كه نوازنده و آهنگساز كنترل بيشتري روي صداي اين ساز داشته باشند). در كنسرت گروه دستان نيز پژمان حدادي از دايرههاي كوكشونده استفاده كرد. اين دايرهها كه چند سال است در تركيب سازهاي كوبهاي گروه «دستان» مورد استفاده قرار ميگيرد در بعضي از موارد ميتوانند صداي بمتري نسبت به تنبك، دف و كوزه توليد كنند. در اين كنسرتها به وضوح ميشد تشخيص داد كه اين سازهاي جديد چقدر در توليد صداهاي جديد و رفتن آهنگسازان بهسوي ايدههاي تازهتر نقش داشتهاند. برخلاف آنكه از موسيقي خاص ايراني تحت عنوان موسيقي سنتي ياد ميكنيم اين موسيقي هيچگاه از پسزمينه سنتي شفافي برخوردار نبوده است. تعداد رسالههاي بهجا مانده در حوزه موسيقي قبل از قاجار به تعداد انگشتان دست هم نميرسد. تكوين موسيقي قاجاري هم تقريباً همزمان بوده است با حضور موسيقي غربي در ايران. يعني سنتهاي موسيقايي ايراني را نميتوان هموزن و معادل با سنتهاي ادبي، براي مثال در حوزه شعر قلمداد كرد. شايد هم بهخاطر فقدان اين سنتهاست كه تحولات در موسيقي ايراني كموزنتر و كمرنگتر از تحولات در ادبيات و شعر ايراني بوده است. شايد وجود اين سنتها باعث ميشد كه آهنگسازان ما با آرامش بيشتر بهسوي مرزهاي تجربه نشده حركت كنند اما عدم وجود يك تاريخ موسيقايي شفاف باعث شده كه آهنگسازان معاصر ما بيشتر به دنبال تعريف و اثبات هويت خود باشند. بههرحال بهنظر ميآيد كه محدوديت دامنه صوتي اركسترهاي ايراني اين روزها به يكي از دغدغههاي آهنگسازان ايراني تبديل شده است. نكته اينجاست كه جهان صوتي هر آهنگسازي از يك بخش ورودي صدا و يك خروجي صدا تشكيل شده است. صداهاي پيرامون آهنگساز ايراني فعال در حوزه موسيقي خاص و صرف ايراني را نميتوان با امكانات فعلي اركستر ايراني بهطور كامل به موسيقي ترجمه كرد. به همين خاطر است كه گاهي احساس ميكنيم اين موسيقي از معاصر خود با فاصله ايستاده است. اضافه شدن سازهاي جديد به اركستر موسيقي ايراني باعث خواهد شد كه ورودي و خروجي جهان صوتي آهنگساز به يكديگر نزديكتر شوند. اما نكته اصلي اينجاست كه از اين سازهاي جديد نميتوان توقع داشت صدايي را توليد كنند كه ويژه و منحصر باشد آنگونه كه صداي ني، كمانچه، سهتار و... صرفاً ايراني است و در اركستر و سازهاي فرهنگهاي ديگر نميتوان آن را جستجو كرد (فرهنگهای همریشه همسایه را نمیگویم). در زمان پيدايش اين سازها جهان صوتي يك ايراني از استقلال و ويژگيهاي منحصر بيشتري برخوردار بوده است در نتيجه وسيله توليد صداي اين فرهنگ هم بسيار خاص و منحصر بوده است. اما امروز در پيرامون خود، به صداي جاري در يك خيابان گوش كنيد آنچه ميشنويد در نيويورك، پاريس، توكيو و... هم قابل شنيدن است پس ساز طراحي شده در اين روزگار هم ميتواند به همين ميزان صدايي همگانيتر توليد كند.
مراسم بزرگداشت "محمد اسماعيلي" و يادمان "حسين تهراني " شامگاه گذشته در ميان استقبال جمعيت و با حضور هنرمندان موسيقي در نهمين آئين "آواي دوست" در فرهنگسراي هنر برگزار شد.در اين مراسم که با حضور هنرمندان و علاقه مندان به هنر موسيقيبرگزار شد علاوه براجراهاي موسيقي،جنبه هاي مختلف زندگي و آثار زنده ياد حسين تهراني و شاگردش(محمد اسماعيلي) بررسي شد.
ادامه مطلب در نشریه الکترونیکی ساپکو
![]()