........ يكي ديگر از گرفتاريهاي ما، بزرگنمايي آدمهاي كوچكي است كه بزور ميخواهيم بزرگي آنها را در تاريخ به اثبات برسانيم. مثلاٌ روح اله خالقي در كتاب سرگذشت موسيقي در مورد حاجي خان ضرب گير مي نويسد « كه چون وزيري در حضور ميرزا حسينقلي به گستاخي دست به ساز برده بوده است و اين حركت را به ميرزا خوش نيامده بود، حاجي خان ضرب گير هم دست به ضرب مي برد و كلنل وزيري را به يك دوئل هنري دعوت ميكند و چنان ريتم هايي بكار مي برد كه وزيري را در چشم به هم زدني نقش بر زمين ميكند.»
نوازندگان تنبك در عصر حاضر كه هنوز « بعله و بعله و بعله ديگه» اثر فخيم حسين تهراني را مي نوازند چطور است كه در صد سال پيش، وزيري جلوي پاي حاجي خان ضربگير لنگ انداخته و بطرز فجيع و ناگواري شكست خورده است. آن هم موسيقيدان قدرتمندي همچون وزيري كه اگر ما در تاريخ موسيقي ايران چند نفري مثل او داشتيم، اوضاع موسيقي ما با امروزمان تفاوت بسيار داشت.
و صدها نمونه ديگر از اين دست كه نه تنها در تاريخ موسيقي بلكه در عصر حاضر نيز هنوز مردم دست از آن بر نداشته اند و هنوز برخي از اساتيد را موجودات فضايي مي پندارند. بيائيم روح و ذهن و انديشه امان را بر بناي واقعيتها و حقيقت هاي زندگي بنا بگذاريم. دست از اين همه باورهاي دروغين نسبت به ايران باستان و قهرمانهاي خيالي تاريخي برداريم و خودمان را بيشتر باور كنيم. اگر گذشتگان ما زندگي اشان را خوب و نيكو زيسته بودند ما هم اكنون اينگونه روزگارمان را تلخ سپري نمي كرديم.
لینک مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:33 توسط شاهین مهاجری
|