
در روزنامه همشهری آنلاین، در باب کتاب فربد یداللهی به قلم آقای "محمد کردی" مطلبی نوشته شده بود که بیشتر از آنکه بتوان بدان نقدی سازنده یا غیر سازنده، صادقانه و غیرصادقانه گفت، باید گفت نقدی تأسف برانگیز بود. تأسف برانگیز از این بابت که ظاهرا عرصه نقد به چنان جایگاه نازلی رسیده است که به جای پرداختن به محتوی یک کتاب، تنها عکس روی جلد کتاب و مقدمه کتاب به چالش کشیده می شود. هر چند نویسنده این متن می داند که دلیل نگارش آن نقد چه بوده، اما بد نیست چند قسمت آن که جالب تر است بررسی شود. ادامه مطلب در :

ديدگاه- همشهريآنلاين-محمدكردي:
چند سال اخير شاهد انتشار متدهاي آموزشي متعددي در حيطه سازهاي ايراني بودهايم كه ساز تنبك نيز در اين بين سهم چشمگيري داشته است. اگر چه در پي انتشار هر متد آموزشي، يكسري علامتهاي سوال و كاستيها، فراروي متخصصين ودست اندركاران فن قرار ميگيرد كه حاصل آن: زايش سوال، تذكر ،نقد و راهكارهايي توسط ايشان است. در اين مقال به بررسي كتاب آموزش تنبك به روايت فربد يداللهي از انتشارات چنگ، 1386خواهيم پرداخت كه لازم است قبل از ورود به مبحث نقد، چند مطلب يادآوري و ذكر شود. ادامه مطلب در :http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=86134
این هم سنگ قبر استاد حسین تهرانی در آرامگاه ظهیرالدوله .... بدون هیچ مطلب دیگر ... فقط ببینید چه جوری مشاهیر موسیقی خود را پاس میداریم.... اون وقت در اروپا در به در دنبال گور دسته جمعی موزارت می گردند.(عکس از سعیده آهنگران)

جرقهی پرداختن به چنین موضوع نابی را «بامداد فتوحی» در ذهنم زد: شباهتهای جالبتوجه «محمد مایلیکهن» در عرصهی فوتبال با «بهمن رجبی» در زمینهی موسیقی. ممکن است شما هم پیرامون این شباهت اندیشیده و با کلیت این مقایسه موافق باشید. و نیز ممکن است این قیاس را معالفارق بدانید و بهکل تمایلی به ربط دادن این دو نفر به هم نداشته باشید. شاید هم اصلاً چندان شناختی از محمد مایلیکهن یا بهمن رجبی نداشته باشید. بههر حال، هر چه باشد و شما جزو هر یک از گروههای یادشده که باشید، شاید با خواندن این چند بند با من همنظر شوید. در زیر و در چند پرده، تنها همسانیهای این دو بهگونهای اشارهوار بهتصویر کشیده شده و در نهایت قضاوت و نتیجهگیری به خوانندهی گرامی وانهاده میشود: ادامه مطلب در :
آدامه مطلب در :
ادامه مطلب در:

پژمان حدادي از نسل جديد تنبک نوازان ايراني محسوب مي شود که به دنبال شخصيت و کارکرد متفاوت اين ساز کوبه يي در ارکستر هاي ايراني هستند. او در سال جاري از جمله نام هاي مطرح در حوزه موسيقي ايراني بود. ابتدا آلبوم «آن و آن» دونوازي او و حسين عليزاده منتشر شد که تحسين هاي بسياري براي او در پي داشت. در ادامه او با گروه دستان و همايون شجريان در تالار بزرگ کشور روي صحنه رفت. آلبوم «بانگ مهر» اثر گروه ضربانگ دومين آلبومي بود که از اين نوازنده منتشر شد. حدادي از چهره هاي تاثيرگذار گروه ضربانگ محسوب مي شود. چندي پيش نيز آلبوم «رهايي در آب» (دونوازي ديوان و تنبک) را همچون دو اثر ديگر منتشر شده هنرمند در سال جاري نشر هرمس منتشر کرد. همه اينها بهانه يي شد براي گفت وگو با اين نوازنده تنبک.
ادامه مطلب در روزنامه اعتماد : http://www.etemaad.ir/Released/87-11-27/187.htm

نوشته :سعید هدهدی
همانطور که از عنوان این مقاله بر می آید ، محور اصلی این نوشته با هدف معرفی تنبک زورخانه خواهد بود. اما این ساز می تواند از دو منظر مورد بررسی قرار گیرد. اول اینکه تنبک زورخانه را می توان به عنوان یک ساز کوبه ای و به صورت مقایسه ای با سازهای کوبه ای دیگر بررسی کرد و مثلا از نظر صدا دهی و شخصیت صوتی و کاربرد ، با تنبک معمولی مقایسه کرد . دوم اینکه تنبک زورخانه را در قالب محیطی که در آن به تکامل رسیده ، مورد بررسی قرار داد.اگر روی مورد اول و بازکاوی آن بپردازیم، محور نوشته ی ما حول سازهای کوبه ای به طور اعم و جایگاه تنبک زورخانه به طور اخص و دقت در ریتمهای زورخانه و مطالب مربوط به آن خواهد بود و اگر به مورد دوم توجه نشان دهیم ، ناگزیر به واکاوی فرهنگ زورخانه و شناخت بیشتر آن هستیم . نگارنده با توجه به اینکه هیچگاه از ورزشکاران زورخانه نبوده ام بر اساس اطلاعاتی که جمع آوری کرده ام ، در ابتدا تأملی به آداب و پیشینه ی فرهنگ زورخانه و آنگاه نگاهی کوتاه به ساختار و جلوه ی صوتی و ... را خالی از لطف نمی دانم. ادامه مطلب در:

شیوهی تمبکنوازی خلج، نگاه جدیدی را در استفاده از سازهای کوبهای ارایه میکند. ایدهای که از تفکری تحولگرا برخاسته است. شاید بتوان گفت که تنها فرصت رویارویی مخاطب با این ایدهی تمبکنوازی خلج، همنوازی او با علیزاده در کنسرت تابستان سال گذشته بود. فضایی که برمبنای خلاقیت و رفتاری آزادانه در برخورد با موسیقی بنا شده است. این دونوازی متفاوت و استفادهی منحصر بهفرد خلج از کوبهایهای دیگر همچون زنگ سرانگشتی، دایرهی کوکی و ... از یکسو و فعالیتهای مختلف او در اروپا از سویی دیگر، کنجکاوی مخاطب برای شنیدن اندیشههای خلج را دو چندان میکند.ادامه مطلب در:

بنا بر اعلام اداره هنری منطقه Aquitaine فرانسه در شهر بوردو - پدرام خاور زميني در تاريخ ۱۲ فوريه ۲۰۰۹ (۲۴ بهمن ۱۳۸۷)به همراهي دیگر نوازندگان به اجراي موسيقي مي پردازد.اين برنامه در دو بخش و در سالن تئاتر مولير اجرا مي شود:
بخش اول پدرام خاورزميني به همراه Michel Macias(آکاردئون) Manuel Solans(ویولون)
بخش دوم پدرام خاورزميني به همراه حمید قنبری (سازهی کوبه ای)و سیامک آقایی(سنتور)
قطعات این برنامه بر مبنای موسیقی کوبه ای تنظیم شده و ساز های ملودیک بیشتر نقش ریتمیک ایفا می نمایند.

پدرام خاورزمینی
در سال ۲۰۰۷ میلادی و در یک کلکسیون خصوصی در شهر نانت فرانسه - دستنویس قطعه ای از موزارت پیدا شده است که گمان می رود مربوط به یک "مسMass" باشد.این قطعه در یک برنامه عمومی در شهر نانت اجراگردید.
روزگار نو - سازهاي نو
از :مهدي ميرمحمدي
آهنگسازان ايراني براي خارج كردن موسيقي خاص ايرانيان از زير سايه لقب «سنتي» در اين سالها دست به تجربيات گرانبهايي زدهاند تا اين موسيقي هرچه بيشتر «معاصر» باشد اما هر چقدر در حوزه طراحي صدا بهسوي مرزهاي تجربه نشده حركت كردهايم، در حوزه ساخت سازهاي جديد چنانكه بايد نبودهايم. يكي از دلايل دامنه نهچندان متنوع موسيقي ايراني را ميتوان در محدوديت دامنه صوتي اركستر ايراني جستجو كرد؛ چنانچه سالهاست كه آهنگسازان ايراني به كمبود صداهاي باس و بم در اركسترهاي ايراني اشاره كردهاند. اين محدوديت صوتي باعث ميشود كه دست آهنگساز براي رفتن به سوي مرزهاي جديد بسته باشد و دايره خلاقیت هرچه تنگتر. براي نمونه توجه داشته باشيد كه تجربيات زيادي در حوزه موسيقي دراماتيك در قالب موسيقي خاص ايراني انجام نشده است. دليل آن را هم نميتوان تنها به كمكاري هنرمند و آهنگساز نسبت داد. نكته اينجاست كه اركستر ايراني با تواناييهاي فعلي خود امكان تصوير يا توصيف بعضي از احساسات و احوالات انسان امروز را ندارد. وقتي پاي موسيقي دراماتيك به ميان ميآيد - چه از نوع موسيقي فيلم، چه تئاتر، چه اپرا و چه موسيقي صرف كه دغدغه شخصيتپردازي و دراماتيك بودن دارد- بهخاطر تنوع حسهايي كه ممكن است در يك اثر دراماتيك وجود داشته باشد موسيقي ايراني دست خود را در مقابل بعضي از اين حسها و احوالات بسته ميبيند. كنسرتهاي امسال نشان ميداد كه بسياري از آهنگسازان و گروههاي موسيقي اين ضعف را دريافتهاند و به همين دليل شاهد رونمايي از سازهاي جديد در اركسترهاي ايراني بوديم. در كنسرت گروه اشتياق به آهنگسازي علي قمصري و خوانندگي عليرضا قرباني، ساز «كمانچه باس» مورد استفاده قرار گرفت. (اين ساز سالها قبل توسط استاد قنبري طراحي شده بود اما گويا در كنسرت گروه اشتياق ساز طراحي شده فرد ديگري مورد استفاده قرار گرفت). در كنسرت محمدرضا شجريان و گروه شهناز از دو ساز «صراحي» و «بمساز» رونمايي شد كه به خصوص بمساز ميتواند نقش مهمي در اركسترهاي ايراني به عهده بگيرد. اين ساز در كنسرت گروه شهناز به شكل تكنوازي مورد استفاده قرار گرفت اما در صورتي كه شكل تكامليافتهتري به خود بگيرد ميتوان نقش مهمي در اركسترهاي ايراني به عهده بگيرد (خود محمدرضا شجريان نيز اشاره كرده باتوجه به طول بيشتر زمان حيات صداهاي بم در فضا، ميتوان پدالی براي اين ساز طراحي كرد كه نوازنده و آهنگساز كنترل بيشتري روي صداي اين ساز داشته باشند). در كنسرت گروه دستان نيز پژمان حدادي از دايرههاي كوكشونده استفاده كرد. اين دايرهها كه چند سال است در تركيب سازهاي كوبهاي گروه «دستان» مورد استفاده قرار ميگيرد در بعضي از موارد ميتوانند صداي بمتري نسبت به تنبك، دف و كوزه توليد كنند. در اين كنسرتها به وضوح ميشد تشخيص داد كه اين سازهاي جديد چقدر در توليد صداهاي جديد و رفتن آهنگسازان بهسوي ايدههاي تازهتر نقش داشتهاند. برخلاف آنكه از موسيقي خاص ايراني تحت عنوان موسيقي سنتي ياد ميكنيم اين موسيقي هيچگاه از پسزمينه سنتي شفافي برخوردار نبوده است. تعداد رسالههاي بهجا مانده در حوزه موسيقي قبل از قاجار به تعداد انگشتان دست هم نميرسد. تكوين موسيقي قاجاري هم تقريباً همزمان بوده است با حضور موسيقي غربي در ايران. يعني سنتهاي موسيقايي ايراني را نميتوان هموزن و معادل با سنتهاي ادبي، براي مثال در حوزه شعر قلمداد كرد. شايد هم بهخاطر فقدان اين سنتهاست كه تحولات در موسيقي ايراني كموزنتر و كمرنگتر از تحولات در ادبيات و شعر ايراني بوده است. شايد وجود اين سنتها باعث ميشد كه آهنگسازان ما با آرامش بيشتر بهسوي مرزهاي تجربه نشده حركت كنند اما عدم وجود يك تاريخ موسيقايي شفاف باعث شده كه آهنگسازان معاصر ما بيشتر به دنبال تعريف و اثبات هويت خود باشند. بههرحال بهنظر ميآيد كه محدوديت دامنه صوتي اركسترهاي ايراني اين روزها به يكي از دغدغههاي آهنگسازان ايراني تبديل شده است. نكته اينجاست كه جهان صوتي هر آهنگسازي از يك بخش ورودي صدا و يك خروجي صدا تشكيل شده است. صداهاي پيرامون آهنگساز ايراني فعال در حوزه موسيقي خاص و صرف ايراني را نميتوان با امكانات فعلي اركستر ايراني بهطور كامل به موسيقي ترجمه كرد. به همين خاطر است كه گاهي احساس ميكنيم اين موسيقي از معاصر خود با فاصله ايستاده است. اضافه شدن سازهاي جديد به اركستر موسيقي ايراني باعث خواهد شد كه ورودي و خروجي جهان صوتي آهنگساز به يكديگر نزديكتر شوند. اما نكته اصلي اينجاست كه از اين سازهاي جديد نميتوان توقع داشت صدايي را توليد كنند كه ويژه و منحصر باشد آنگونه كه صداي ني، كمانچه، سهتار و... صرفاً ايراني است و در اركستر و سازهاي فرهنگهاي ديگر نميتوان آن را جستجو كرد (فرهنگهای همریشه همسایه را نمیگویم). در زمان پيدايش اين سازها جهان صوتي يك ايراني از استقلال و ويژگيهاي منحصر بيشتري برخوردار بوده است در نتيجه وسيله توليد صداي اين فرهنگ هم بسيار خاص و منحصر بوده است. اما امروز در پيرامون خود، به صداي جاري در يك خيابان گوش كنيد آنچه ميشنويد در نيويورك، پاريس، توكيو و... هم قابل شنيدن است پس ساز طراحي شده در اين روزگار هم ميتواند به همين ميزان صدايي همگانيتر توليد كند.
مراسم بزرگداشت "محمد اسماعيلي" و يادمان "حسين تهراني " شامگاه گذشته در ميان استقبال جمعيت و با حضور هنرمندان موسيقي در نهمين آئين "آواي دوست" در فرهنگسراي هنر برگزار شد.در اين مراسم که با حضور هنرمندان و علاقه مندان به هنر موسيقيبرگزار شد علاوه براجراهاي موسيقي،جنبه هاي مختلف زندگي و آثار زنده ياد حسين تهراني و شاگردش(محمد اسماعيلي) بررسي شد.
ادامه مطلب در نشریه الکترونیکی ساپکو
![]()
فربد يدالهي يکي از هنر آموختگان مکتب بهمن رجبي است که از تکنيک و سرعت بالائي برخوردار است و دست و پنجهاي زيبا در نواختن تنبک دارد و در مکتب بهمن رجبي در بعد تکنوازي تنبک هرچه خوبان همه دارند او يکجا دارد و اين واقعيتي است غيرقابل انکار.اين عقيده در مورد ساير ابعاد تنبک نوازي ایشان شايد صحيح نباشد که مورد بحث ما هم نيست و هدف ما در اين نوشتارفقط بررسي کتاب آموزش ايشان است. هر نوازنده خوبي الزاماً مدرس خوبي نيست. اما يک مدرس خوب بايد نوازنده خوبي هم باشد. کتاب آموزشی نوشتن مقولهاي است که تنها به نوازندگي نويسنده مربوط نميشود بلکه انتقال مطالب به هنرجو و چگونگي و ترتيب و تنظيم مطالب با در نظر گرفتن روانشناسي هنرآموز و هنرجو نکته مهمي در نوشتن کتاب آموزشي است.
«فربد يداللهي» تنبك نواز، در خانوادهاي هنرمندبه دنيا آمد و از همان كودكي با تنبك، پدرش را كه ويولون نواز قابلي بود همراهي ميكرد. تا سالها بعد افتخار شاگردي بهمن رجبي را پيدا كرد تا جايي كه «دو نوازي» نوشته ايشان را دو شب در تهران و يك شب در جشنواره جهاني سازهاي كوبهاي كشور تايوان در سال 2002 اجرا كردند و لقب برگزيده جشنواره را به خود اختصاص دادند.با ایشان در خصوص نوازندگی و آموزش ساز تنبک به گفتگو نشسته ایم .......................ادامه مطلب
به کلاس تنبک بهمن رجبی می رویم- تهران اطراف میدان انقلاب – کوچه ای که حداقل برای هنر جویان مکتب او حس دیگری را بیان می کند. وارد کلاس می شویم – آموزگاری بزرگوار مشغول تدریس است و بعد از احوال پرسی – با احترام تعارف می کند که بنشینی. دیوار کلاس او مملو از قاب عکس است – عکس کسانی که می توان ان ها را انسان نامید- انسان هایی که هر یک در زمان خود به نحوی تاثیر گذار بودند- از ارنستو چگوارا گرفته تا وارطان – دکتر امیر حسین آریان پور – امیر ناصر افتتاح – فروغ فرخزاد – احمد شاملو – گلسرخی – صادق هدایت و...... ادامه مطلب
پرورش به دنبال آموزش درهر موردی چه اخلاقی،عقیدتی،فنی وحرفه ای یاهنری امریست بدیهی واجتناب نا پذیر،یعنی همان طور که آموزش می دهیم یا آموزش می بینیم پرورش می کنیم و پرورش می یابیم .
آموزش پذیر تحت تأ ثیرچگونه آموزش دیدن و چه چیز را آموختن، پرورش می یابد و همان دانسته ها و آموخته ها را به دیگران آموزش می دهد و آن اشخاص را می پروراند . چون هر آموزش دهنده ای ممکن است صلاحیت آموزش نداشته باشد و مورد آموزش نیز ممکن است مقبول و تایید شدۀ دارندگان علم و آگاهی آن مورد نباشد پس هر آموزش دیده و پرورش یافته ای نمی تواند و نه باید آموزش و پرورشش را دلیل بر مزیت و حسن کار خود تلقی کند چرا که او فقط آموزش دیده و پرورش یافته است حالا چه چیزرا و چگونه ؟ این بحثی است سوای این حرف ها که متأسفانه کمتر به آن توجه می شود چون کارهای خلاف هم یا مستقیما آموزش داده می شوند یا غیر مستقیم در اجتماع از حرکات و کار های دیگران به شخص یا اشخاص منتقل می شوند و آموزش می بینند و پرورش می یابند.پس منظور ازآموزش دیدن روش صحیح و منطقی هرامری است که بر اساس آن پرورش صحیح نیز بیابیم وبتوانیم دانسته های صحیح خودرابه دیگران بیاموزیم وآنان را بپرورانیم .